> تور بینالمللی دوچرخهسواری آذربایجان، قدیمیترین تورنمنت خاورمیانه لغو شد
> «شمع روشن» یعنی که قلب ما میتپد
> همه تفنگهای عالم شرمگین نگاه تو هستند!
> اگه موقع رفتن به «فیس بوک» مشکل دارید حتما کلیک کنید
برگزاری انتخابات شورای شهر در شهری مثل اردبیل یعنی تعیین تکلیف حاشیه شهر به مرکز شهر. یعنی تعیین اعضای شورا توسط محلات حاشیهای و مهاجرنشین. یعنی ناتوانی مرکز شهر یا بخش ریشهدار شهر در تعیین اعضای شورا. از سالها پیش یعنی درست از بعد پیروزی انقلاب مدیریت ادارات اردبیل خیلی کم دست اردبیلیها بوده و همیشه ساکنان شهرهای کوچک استان بودهاند که به سبب قرابت بیشتر با گفتمان رسمی فرصت نشستن بر کرسیهای مدیریتی را یافتهاند. حالا هم علیرغم ریشه عمیق تاریخی و فرهنگی اردبیل و نیز علیرغم وجود صدها متخصص عالیرتبه اردبیلی در شهر، مدیریت اکثر ادارهها و نیز مناسب مهم اجرایی در دست ساکنان شهرهای کوچک استان است. اردبیلی در ادارات اردبیل بیشتر به چشم غریبه نگاه میشود تا صاحب شهر.
در انتخاباتها هم ساکنان حاشیه شهر که گروه مهاجران هستند سرنوشت انتخابات را معین میکنند. حالا ساکنان ریشهدار اردبیل هی زور بزنند که فلانی آدم فهمیدهای است یا بهمانی متخصص قابلی است. همه این سروصداها بیفایده است. مهم این است که چه کسی بتواند رای حاشیه شهر را به نفع خود جلب کند. در جلب آرای مهاجرین هم یک اردبیلی ریشهدار حتما ناتوان خواهد بود و درنتیجه شورای شهر میافتد یا به دست مهاجرین یا به دست کسانی که اشتراکاتشان با فرهنگ تاریخی و جاافتاده شهر از حالتی حداقلی برخوردار است.
حاشیه شهر نیز به جهت فقر حاکم بر آن – که این امر از نتایج مهاجرت و نشانه بیدرایتی متولیان مدیریت کشور است – در ایام انتخابات محل دادوستد رای و شناسنامه به حساب می آید. سطح پایین تحصیل در حاشیه هم مزید بر علت میشود تا حقهبازارن سیاسی ید طولای خود در عوامفریبی را مجدد به اثبات برسانند. در روزهای تبلیغات انتخاباتی حاشیههای فقیرنشین و بیامکانات شهر جولانگاه کاندیداهای عزیز میشود تا پول و وعده سرنوشت دموکراسی ایرانی را رقم بزند. جوش دموکراسی را نزنیم؛ در حاشیههای فقیرنشین شهرها هر شناسنامه فقط سه هزار تومان قیمت دارد.

