پیوندهای روزانه
> تصاویری از زنان لببشقابی!> اخبار و رویدادهای ایران در چهل سال بعد!/ ایران چهل سال بعد!
> پرونده مرگ دکتر زهرا با برائت متهمين مختومه اعلام شد
> رشيد میگفت/ قصهای از عيسی عظيمی
> احساس غریبم برای هیجده تیر/ سه گزارش خواندنی، مستند و تاريخی از 18تير 87/ اولين مطلب در وبلاگ ژيلا بنی يعقوب
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
رنج این روزها
از ساعت دو شروع کردم به کتاب خواندن تا الان که سه و نیم است و بغض نگذاشت ادامه بدهم و درد پیچید در گلو و گردنم. نیمه راست بدنم پر از درد است. از زیر گوش راست تا نیمه راست قفسه سینه و بازوی راستم.
آفتاب که بزند، «ممد» دوست خوب هشت سال اخیرم به غساله خانه خواهد رفت برای مراسم کفن و دفن مادرش و ساعتی بعد از آن نیز همه دوستان در گورستانی دور هم جمع خواهیم شد برای بدرقه مادر دوست خوب مان. فردا دوست خوب من زاری خواهد کرد وقتی دارند مادرش را می گذارند توی قبر و وقتی دارند روی مادر را با خاک می پوشانند. به قول خودش روزهای اخیرش به تراژدی می مانست و حالا مرگ پایان رنج این روزهاست.
تنها زمان است که دردهای پایان پذیر را می تواند تسلا دهد.
نوشته
شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 3:17 | لینک
|


